نوشتن ملودی ، بیس و هارمونی در موسیقی الکترونیک و کامپیوتری

ملودی، بیس و هارمونی

بیشتر نوازندگان کامپیوتری تمایل دارند موسیقی گروو-محور درست کنند – یعنی موسیقی‌ای که در آن آهنگ درام نخست تصنیف شده و به دنبال آن موقعیت یک بیس‌لاین مناسب تعیین می‌شود. سپس دیگر بخش‌های ملودیک و موسیقایی اضافه می‌شود، از جمله یک لید ملودی اگر مورد نیاز باشد. ضروری است هر زمان که لید تصنیف می‌شود با بیس‌لاین کار کند و هماهنگ باشد. بیس نشان‌دهنده ماده ملودیک در انتهای پایین طیف است – ماده‌ای که نقش حمایتی را برای همه چیزی فراهم می‌کند که در بالای آن قرار دارد. از طرف دیگر لید نشان‌دهنده ماده ملودیک در انتهای بالای فرکانس طیف است، که پیش‌زمینه اصلی برای فعالیت گوش‌دادن را نشان می‌دهد.

 

اهمیت هارمونی موسیقی

بین بیس و لید حوزه بسیار مهم موسیقی – هارمونی – قرار دارد، حوزه‌ای که در آن هم لید و هم بیس عمل می‌کنند. در نتیجه برای اینکه بیس و لید با هم کار کنند، باید از لحاظ پیشرفت آکورد که آنها را هدایت می‌کند هماهنگ باشند. کل معمای این موقعیت را می‌توان در عالم صغیر دید اگر به یک آکورد مجزا، برای مثال سه‌گانه ر ماژور نگاه کنید. آکورد دارای سه نت است که هر یک گوشه قابل توجه کاربردی را پیرامون شیوه‌ای که آکورد را می‌شنویم پرورش می‌دهند. پایین‌ترین نت ر همچون بیس شنیده می‌شود، بالاترین نت لا همچون لید شنیده می‌شود درحالی که نت میانی، در بین آنها، همچون فیلز هارمونی شنیده می‌شود (تصویر ۹.۱ را ببینید).

91

تصویر ۹.۱ آکورد ر ماژور شامل بیس، لید و فیلز.

 

 

این مثال کل موقعیتی را خلاصه می‌کند که در آن تولیدکننده موسیقی خود را می‌یابد، چون در حالت ایده‌ئال، لید باید همچون بخش ملودیک مجزایی از بیس شنیده شود، با این حال هر دو – همراه با دیگر فیلزهای ترکیبی – لازم است که از لحاظ هارمونی متناسب باشند که در مجموع تولید می‌کنند.

از این نظر یک آکورد دارای اهمیت بسیار خاصی است، چون هدف ایجاد هارمونی بین بخش‌های مختلف محسوب می‌شود. تصادفی نیست که بیشتر آهنگ‌نویسان فرایند نوشتن آهنگ را با اجرای یک توالی آکورد شروع می‌کنند که برایشان جذاب است. از این توالی آکورد اولیه، هر دو لید و بیس مناسب به تدریج در ذهن آهنگ‌نویس بهم می‌آمیزند.

اگر یک ساز موسیقایی را نمی‌نوازید، از این نظر دچار مشکل می‌شوید. به همین دلیل مهم است که حداقل یاد بگیرید آکورد‌ها و توالی آکورد را با کیبورد MIDI خود بنوازید. مانند آهنگ‌نویسی که دور از گیتارش کار می‌کند، توالی‌های آکورد اغلب به عنوان شبیه‌سازی در توانایی خلاقانه شما عمل کرده، لیدها و بیس‌لاین‌های مناسبی را پیشنهاد می‌کند که بطور طبیعی از آن‌ها پدیدار می‌شوند. اگر توانایی بیشتری از لحاظ هارمونی دارید، می‌توانید به شکل دیگری امتحان کنید – با موتیو جذاب یا قطعه‌ای از یک لحن بنوازید که برایتان پیش آمده است و بعد سعی کنید هارمونی‌های مناسب با آن را پیدا کنید.

 

ملودی و بیس دوبلینگ

ساده‌ترین رابطه بین بیس و ملودی جایی است که این دو به سادگی همدیگر را در فاصله‌ای از یک یا چند اکتاو دوبلینگ می‌کنند. این کار نیازمند هیچ مهارت واقعی در نوشتن دو خط ملودیک بطور همزمان نیست، چون ملودی به سادگی کپی شده بیس و عکس آن است. موقعیت‌هایی وجود دارد که شاید دوست داشته باشید چنین کاری را انجام بدهید. برای مثال اگر در حال نوشتن یک آهنگ بیس-لید هستید، شاید بخواهید بیس‌لاین‌تان را با دادن حمایت ملودیک در رجستر بالاتری بیاورید. در مثال تصویر ۹.۲ پایین‌ترین بخش دارای سه اکتاور دوبلینگ شده بالاتر است تا خط ملودیک را ضخیم‌تر کرده و بیرون بیاورد.

 

 

 ۹.۲ بخش بیس دوبلینگ شده سه اکتاو بالاتر

 

به عنوان یک راه‌حل کلی برای دستیابی به رابطه هارمونیک بین بیس و ملودی، چنین کاری جواب نمی‌دهد چون اگرچه بیس و لید کاملاً هماهنگ هستند اما به سادگی کپی یکدیگر اند. چنین کاری در زمینه‌های محدود خاصی جواب می‌دهد اما تکنیکی نیست که برای بیشتر زمینه‌های موسیقایی مناسب باشد.

 

دگرصدایی

شکل دیگری از دوبلینگ بیس و ملودی شامل استفاده از یک فاصله خاص است، رایج‌ترین فاصله‌ پنجم کامل است. برای اینکار ملودی به سادگی در پنجم پایین تکرار می‌شود تا عنصر بیس را نمایش بدهد. تکنیکی به نام دگرصدایی (heterophony) وجود دارد که در آن تمامی بخش‌های ملودیک تقریباً از خط مشابهی پیروی می‌کنند. استفاده عامدانه از این تکنیک – که در اندونزی محبوب است – حس عجیب و غربی به موسیقی می‌دهد، خصوصا هنگامی که با استفاده از تمبرهای مناسب تأیید می‌شود. در مثال تصویر ۹.۳ و آهنگ ۴۶ سی‌دی صوتی، می‌توانید این تکنیک را بشنوید که به بلوک‌های سینث‌شده اعمال شده است.

تصویر ۹.۳ بافت بلوک دگرصدایی

 

برای نوشتن یک بافت هارمونیک، باید نخست بخش ملودیک اصلی‌تان را بسازید و بعد هر زمان که احساس کردید مناسب است آن را تکرار کنید. هم پنچم کامل و هم اکتاو برای دوبلینگ مناسب هستند. سپس تغییرات را به خطوط منفرد هرجایی که احساس کردید ضروری است اعمال کنید تا علاقه بیشتری به هر بخش مجزا بدهید.

 

استقلال ملودیک

در هر دو مثال قبل، بخش‌های بالایی و پایینی به سادگی بر روی هم سایه انداخته بودند. هیچ‌کدام از این‌ها راه‌حل کلی مناسبی برای دستیابی به رابطه هارمونیک بین بیس و ملودی محسوب نمی‌شوند. دلیلش این است که در بیشتر موقعیت‌ها یک بیس و یک ملودی می‌خواهید که تا حدی استقلال ملودیک داشته باشند. یعنی لید خصوصیت ملودیک فردی خود را داشته باشد و بیس نیز چنین باشد، اما از طریق هارمونی‌شان در کنار هم کار کنند. هنر در هم تنیدن ملودی‌های مختلف به این شکل از لحاظ کلاسیک، کنترپوان (counterpoint) گفته می‌شود. اگر بتوانید ترکیب‌های مؤثر بیس-لید بنویسید به درجه خاصی از مهارت، حداقل از نظر کنترپوان‌ دو بخشی (دو بخش در این مورد بیس و لید هستند) نیاز دارید.

 

هوموفونی

ساده‌ترین شکل کنترپوان لید-بیس جایی است که بیس و لید مقادیر نت مشابهی دارند و از ریتم کلی یکسانی پیروی می‌کنند. هنگامی که این فرایند به بخش‌های درونی نیز اعمال می‌شود، به سبک تکنیکی به نام هوموفونی منجر می‌شود. هوموفونی اغلب نمونه بافت‌هایی است که در آکورد سیاه به جلو حرکت می‌کنند. نوشتن رشته محبوب اغلب هوموفونی است، و نوعی از بافتی است که هرگز از آن خسته نمی‌شویم چون از هارمونی آکوردی سرشار است. به مثال‌های آهنگ ۴۷ سی‌دی صوتی و نمایش‌داده شده در تصویر ۹.۴ گوش کنید تا فوراً ماهیت سبک هوموفونی را درک کنید.

تصویر ۹.۴ قطعه رشته هوموفونیک .

 

توجه کنید که بخش‌های بالاترین و پایین‌ترین دارای مقادیر نت واقعاً یکسان هستند. از اینرو از نظر ریتم همدیگر را دنبال می‌کنند و همه نت‌های دیگر بین آنها به سادگی نت‌های هماهنگ هستند. بررسی دقیق‌تر رابطه بین بخش‌های بالایی و پایینی مطالب مهمی را در مورد نوشتن لیدها و بیس‌ها آشکار می‌کند. برای درک این موضوع، قطعه تصویر ۹.۴ به دو بخش کاهش یافته است – خط لید و بیس – همانطور که در تصویر ۹.۵ مشاهده می‌کنید.

تصویر ۹.۵ لید و بیس دو بخشی.

 

حروف به نوع حرکت بین بخش‌ها اشاره دارند. S نشان‌دهنده حرکت مشابه است که هنگامی رخ می‌دهد که لید و بیس در یک مسیر حرکت کنند. C نشان‌دهنده حرکت مخالف است، که هنگامی رخ می‌دهد که لید و بیس در خلاف جهت هم حرکت کنند. O نیز نشان‌دهنده حرکت مورب است و هنگامی رخ می‌دهد که یک بخش ثابت باقی بماند درحالی که دیگری افت یا خیز می‌کند.

هدف از کنترپوان ایجاد خط‌های ملودی است که اگرچه بطور همزمان اجرا می‌شوند – یعنی بیس و لید – با وجود این به شکلی از دیگری مستقل هستند. حرکت مشابه به این معنی است که در یک جهت یکسان حرکت می‌کنند. هنگامی که این اتفاق  در یک هشتم‌ها یا یک پنجم‌ها می‌افتد، شبیه به دگرصدایی است، که در آن بیس و لید به سادگی یک دیگر را دنبال می‌کنند. این کار به تحلیل بردن استقلال ملودیک بیس و لید تمایل دارد. در حالت ایده‌ئال، همانطور که در تصویر ۹.۵ می‌بینید، بیس و لید فقط زمانی واقعاً مستقل شنیده می‌شوند که استفاده کافی از حرکت مخالف و مورب وجود داشته باشد – یعنی بیس و لید در جهت‌های متفاوت حرکت کنند.

 

قرار دادن یک بیس در یک لید

این کار را می‌توان با کاهش کار به ضروریات و جستجوی مثال‌های بسیار ساده و روشن مشخص کرد. به همین دلیل از ملودی ساده آمده در تصویر ۹.۶ استفاده می‌کنید که در یک نواک پیانو آکوستیک ساده نواخته شده است.

تصویر ۹.۶ ملودی ساده در می مینور.

 

برای مثال می‌توان گفت که وظیفه، یافتن یک بیس مناسب برای این ملودی است. یک گزینه، که می‌توانید صداهای بسیار مایوس‌کننده‌ای بشنوید، پنهان کردن ملودی با اکتاوها است. به آهنگ ۴۸ سی‌دی صوتی گوش بدهید تا منظورم را متوجه شوید. نخست ملودی را که به تنهایی نواخته شده است خواهید شنید. به دنبال آن همان ملودی را با بیس‌لاین، به شکلی که در تصویر ۹.۷ آمده می‌شنوید. می‌توانید بشنوید صداها غیرموثر است فقط چون ملودی اصلی با نت‌های پایین-اکتاو پنهان شده است، که در ملودی نیز می‌یابید؟

تصویر ۹.۷ ملودی با بیس‌لاین اکتاو نامناسب.

 

اگرچه از نظر ریتمیک، بیس و لید دارای استقلال هستند، به سادگی نواختن اکتاوهای نت‌های قوی در ملودی هارمونی مناسب را فراهم یا اعمال نمی‌کند. راه‌حل بهتر فراهم کردن نت‌های بیس است که هم مکمل لید باشند و هم هارمونی مناسبی را ایجاد کنند. برای اینکار باید بتوانید یک ملودی را بخوانید و تعیین کنید چه نوع هارمونی برای آن بهتر است. اصول ساده چندی وجود دارد که می‌توانید بکار ببرید تا در این فرایند به شما کمک کنند.

اولین اصل این است که هر نت ملودی که به عنوان بخشی از یک آکورد دیده شده است فقط در سه سه‌گانه سهیم باشید. ملودی داده شده در تصویر ۹.۶ می مینور است. اولین نت می است. سه آکورد در کلید می مینور که نت می است می‌تواند بخشی از می مینور، دُ ماژور و لای مینور باشد. هیچ سه‌گانه دیگری وجود ندارد که نت می به حساب بیاید.

از اینرو، با فرض اینکه به دنبال سه‌گانه مناسب می‌گردید، فقط انتخاب سه آکورد وجود دارد.

97.5

دومین اصل، جستجو به دنبال نت‌های ملودی است و دریافتن اینکه از لحاظ آکورد مناسب هستند. با نگریستن چند نت اول ملودی، می‌توانید ببینید که آنها سه‌گانه می مینور را پیگیری می‌کنند، نت‌های F# و A به عنوان نت‌های عبورکننده بین این تن‌های آکورد هستند:‌ C b A g. فقط دو آکورد در کلید می مینور وجود دارد که از نت‌های A و C استفاده می‌کند و به آکورد لای مینور آکورد F# تقلیل یافته است. آکورد دومی کاملاً ناپایدار است، پس بهترین گزینه در اینجا سه‌گانه لا مینور است.

با ادامه دادن اعمال این منطق به ملودی تصویر ۹.۶ به راه‌حل نشان داده شده در تصویر ۹.۸ برای یک بیس‌لاین مناسب می‌رسیم. می‌توانید این ملودی را که در بخش سوم آهنگ ۴۸ سی‌دی صوتی نواخته می‌شود بشنوید.

تصویر ۹.۸ ملودی و بیس.

 

بیس‌لاین تمامی الزامات را برآورده می‌کند. هارمونی‌ای قوی را فراهم می‌کند و نت‌های مخالفی دارد که آن را مستقل از ملودی لید می‌کند و از حرکت مخالف به شکل موثری برای تکمیل لید بهره می‌برد – هنگامی که ملودی افت می‌کند بیس افزایش می‌یابد و عکس آن. تنها چیزی که در این بافت غایب است، نت‌های تزئینی چندی است که به بیس جان بیشتری بدهند. تصویر ۹.۹ چنین راه‌حلی را نشان می‌دهد. می‌توانید این ملودی را در بخش‌های چهارم و نهایی آهنگ ۴۸ سی‌دی صوتی بشنوید.

99

تصویر ۹.۹ ملودی و بیس با نت‌های تزئینی.

 

اکنون بیس‌لاین لید را در سطح ملودیک نیز تکمیل می‌کند. هنگامی که لید در کمینه‌ها (نیم نت‌ها) در نیمه دوم هر میزان مکث می‌کند، بیس فرصت می‌یابد تا فعال‌تر شود. به این شکل بیس ملودی را در ضعیف‌ترین لحظات تقویت می‌کند و عکس آن. برای انجام اینکار، حالتی ملودیک را استخراج می‌کند که در لید حضور می‌یابد، و حس یکپارچگی و پیوستگی را افزایش می‌دهد. برای یادآوری باید به این مثال‌ها گوش کنید که هریک به دنبال دیگری در آهنگ ۴۸ سی‌دی صوتی به ترتیب زیر آمده اند:

  1. تصویر ۹.۶: ملودی به تنهایی خود.
  2. تصویر ۹.۷: یک بیس‌لاین مایوس‌کننده با استفاده از اکتاوها.
  3. تصویر ۹.۸: یک بیس‌لاین رضایت‌بخش.
  4. تصویر ۹.۹: یک بیس‌لاین با نت‌های تزئینی

اگرچه این مثال اصولاً به سبک‌های کلاسیک موسیقی مرتبط است، اصول مورد اشاره قابل اعمال به انواع موسیقی هستند. دلیلش این است که آنها به ارزش‌های موسیقایی اساسی، در تضاد با ارزش‌های سبک یا تولید اشاره دارند. برای هر پیشرفتی در نوشتن موسیقی در هر سبکی که انتخاب کرده‌اید، باید از ارزش‌های موسیقایی خالص با در نظر گرفتن اجرایی که در تصنیف خود استفاده می‌کنید آگاهی داشته باشید. از جهات بسیار این مطلب در اصل از قرنی به قرن دیگر تغییر نمی‌کند. در نتیجه آهنگ‌نویسان امروز هنوز از همان آکوردهای پایه استفاده شده در ۵۰۰ سال پیش استفاده می‌کنند.

 

رویکردهای مودال به هماهنگ کردن بیس و لید

رویکردی که هم‌ اکنون نشان دادیم در اصل برای نوشتن گام‌های ماژور یا مینور کلید سیستم مناسب است. با این حال این رویکرد تنها رویکرد مناسب نیست. انواعی از موسیقی چنین تأکید قوی‌ای بر روی توالی‌های آکورد تونال نمی‌گذارند. در عوض تأکید آن‌ها بر روی حالت و رنگ است، درحالی که هارمونی کم و بیش ثابت است. این نوع از هارمونی با بهره بردن از نت‌های زمینه‌نوا و پایدار مشخص می‌شود که تکیه‌گاهی برای ملودی اصلی است. در نتیجه تأثیر قدرتمند موسیقی غیرغربی بر روی انواع آهنگ‌های تولیدی مدرن، این نوعی از هارمونی است که بسیار محبوب شده است و در تمامی سبک‌های موسیقی الکتریک رخ می‌دهد.

رایج‌ترین نوع زمینه‌نوا، نوعی است که پیوسته نت تونیک را به صدا در می‌آورد. از این نظر تا جایی که به بیس‌ها مربوط می‌شود، زمینه‌نوا، گراند-بیس، یا پدال پوینت، آنگونه که گاهی نامیده می‌شود، یکی از پایه‌ای ترین نوع بیس روت را فراهم می‌کند. با گوش سپردن به تونیک نت بطور پیوسته، هر نت ملودی همچون فاصله‌ای با آن شنیده می‌شود. این فاصله نوعی هارمونی است، چون بیش از یک نت در هر بار شنیده می‌شود. مزیت این نوع از هارمونی این است که می‌توانید هر گام یا استانداردی را به این شکل به کار ببرید. برخی از گام‌های مودال، مجموعه‌ای کامل از سه‌گانه‌های رایج را عرضه نمی‌کنند و در‌واقع هنگامی که سعی می‌کنید از آنها به این شیوه استفاده کنید، بیشتر خصوصیت آنها را از دست می‌دهید.

تصویر ۹.۱ مثال ساده‌ای از این دست را نشان می‌دهد – گام مصر پنج-تن است که شبیه به حالت فریریژن است با این استثناء که یک سوم و یک هفتم مستثنی شده است.

 

910

 

 

تصویر ۹.۱۰ گام پنج-تن مصری.

 

به این گام به دنبال هارمونی بنگرید تا ببیند فقط دو سه‌گانه کامل دارد: فا ماژور و لا مینور. و چون دارای یک تونیک سه‌گانه کامل نیست، کل گام تقریباً تا جایی که به هارمونی متداول مربوط است زائد محسوب می‌شود.

روش‌هایی هست که می‌توان در آن هارمونی را از لحاظ سنتی اعمال کرد. می‌توانید سه‌گانه می ماژور یا مینور را در درجه نخست ببینید، درحالی که از قبل یک سه‌گانه فا ماژور بر روی دومی قرار دارد. همچنین سه‌گانه‌ای در درجه سوم، نت لا – در این مورد Am – وجود دارد. نت سی مشکل‌ساز است چون حتی یک‌پنجم کاملی ندارد (B-F#). پس برای فراهم کردن یک سه‌گانه رایج مناسب در این نقطه، یکی از نت‌ّای گام اصلی باید تغییر کند. درجه نهایی، نت C دارای یک پنجم نیست، پس لازم است یک نت G دیگر را اضافه کنید تا از سه‌گانه این نت پشتیبانی کند.

به این شکل، در تلاش برای استفاده سنتی از هارمونی سه‌گانه در درون حوزه این گام، خود گام اصلی چنان به شدت به خطر می‌افتد که هر دو خصوصیت و هویت‌اش را از دست می‌دهد. می‌توانید این موضوع را به روشنی در تصویر ۹.۱۱ ببینید که در آن نت‌های جایگزین و اضافی لازم اند تا هارمونی سه‌گانه برابر شود. گام پنج-تن اصلی اکنون به یک گام نه-نت تبدیل شده است.

911

تصویر ۹.۱۱ جایگزین‌های مورد نیاز برای استفاده از هارمونی سه‌گانه با گام پنج-تن مصری.

 

این موضوع به ما نشان می‌دهد که مقیاس پنج-تن مصری چندان برای استفاده در زمینه هارمونی سنتی غربی مناسب نیست. با این حال کاندید مناسبی برای استفاده از هارمونی استاتیک است – یعنی استفاده از زمینه‌نواهایی که هر تکیه‌گاه قوی تونیک هستند و هم اجازه می‌دهند خصوصیات خود گام بدرخشد. موسیقی‌ای که به این شکل است موسیقی مودال (modal music) در مقابل موسیقی تونال (tonal music) خوانده می‌شود. در موسیقی مودال تأکید چندان بر هارمونی‌ها و تغییرات کلید قرار ندارد، بلکه بیشتر بر روی ملودی، رنگ، فضا و حالت است که هر مود، ایتوس‌های (احساس یا فضا) خاص خود را دارد، آنگونه که در یونان باستان گفته می‌شد.

هدف اصلی از موسیقی مودال تغییر حالت ذهنی شنونده است تا حال او را از طریق مهارت بداهه‌نوازی نوازنده با هدف انتخاب مود تغییر بدهد. برای انجام اینکار تکنیک‌های تکرار هیپنوتیزم‌کننده، هم ملودیک و هم تصادفی وجود دارد که معمولاً مورد استفاده قرار می‌گیرند. تکنیک‌های مشابهی معمولاً در گوا ترنس، سای-ترنس، تکنو، هاوس و به طور کلی ترنس استفاده می‌شوند چون مانند موسیقی کلاسیک هندوستانی، موسیقی رقص نیز به حالات ذهنی می‌پردازد. صداهای تکراری کیک، ضربان پایین بیس، زمینه‌های هارمونیک ثابت، و تکرار مداوم ریف‌ها، همگی ویژگی‌های قوی این زبان موسیقایی هستند. مهم است که بتوانید به هر مود یا گامی به این شکل نزدیک شوید. بیس خود را به تونیک متصل می‌کند و معمولاً به شکل ریتمیک تکرار می‌شود، درحالی که لید، نت‌های ضروری گام مودال را دنبال می‌کند. دیگر عناصر اضافه می‌شوند تا حالت، احساس و فضا را تقویت کنند.

 

نتیجه‌گیری

بسیار مهم است که بیس، لید و هر بخش هارمونی دیگر شما بخوبی در کنار هم کار کنند تا یک هارمونی متقاعدکننده را ایجاد کنند. برای اینکه چنین چیزی روی بدهد باید حداقل از آن هارمونی آگاه باشید و بتوانید آنها را طبق آن شکل بدهید. به همین دلیل، معمولاً ایده خوبی است که یک توالی آکورد را توسعه بدهید که پایه تصنیف شما در وهله نخست باشد. برای اینکه بتوانید چنین کاری را انجام بدهید لازم است همه چیز را در مورد آکوردها و توالی آکوردها بدانید و بتوانید آنها را بنوازید و به شکلی بشنوید که مناسب‌تان باشند. همینکه یک توالی آکورد مناسب پیدا کردید، خود توالی اغلب شما را به انتخاب بیس و لید مناسب هدایت می‌کند. برای نوشتن یک بیس و لید که مکمل یکدیگر باشند، همچنین باید مطمئن شوید که فقط یکدیگر را دنبال نمی‌کنند. بیس و لید باید دارای درجه‌ای از استقلال ملودیک باشند. این مطلب در وهله نخست از طریق جهتی که آنها حرکت می‌کنند و در وهله دوم از طریق استفاده از ارزش‌های نت مغایر به دست می‌آید.


نویسنده: Puyava

اشتراک گذاری این نوشته

دیدگاه شما چیست ؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*