اکولایز کردن و گستره ی فرکانسی

پویاوا: علی رغم اینکه هر مهندس صدا تمام تلاش خود را می کند تا تراکهای موسیقی اش در هنگام ضبط و ضبط دوباره (overdub) تا جایی که میتواند بزرگ و تمیز صدا بدهد، خیلی اوقات گستره ی فرکانسی تراکهای مختلف ممکن است محدود شود.
این میتواند به این دلیل باشد که تراکهای مختلف در استودیوهای مختلف با مانیتورهای مختلف و مسیر سیگنال متفاوت ضبط شده باشد و تا حد زیادی نیز تحت تاثیر نوازندگان و تولید کنندگان باشد. در پایان، مهندس میکس باید گستره ی فرکانسی آن تراکها را بسط دهد.
به منظور بزرگ کردن، چاق تر کردن، روشن تر کردن و تمیز کردن صداها، اکولایزرها به کار گرفته میشوند که در بیشتر میکسرها نیز وجود دارند. استفاده از اکولایزرها بیش از خیلی از ابزارهای صدایی به مهارت مهندس صدا احتیاج دارد که میتواند بین یک مهندس صدای معمولی و حرفه ای تمایز دهد.
اندی سایدز :‌ من علاقه دارم تا همه چیز طبیعی صدا دهد اما برایم مهم نیست که چه اقداماتی لازم است تا آنها اینگونه صدا دهند. بسیاری از مردم تصورات غلطی دارند که مثلاً فلان کار را نباید انجام داد و فلان کار غلط است. مثل بروس سوییدن که به من گفت برایش مهم نیست که شما یک ناب را باید برعکس بچرخاند. اگر خوب صدا میدهد، خوب صدا میدهد، البته با در نظر گرفتن یک صدای مرجع.

 


به طور کلی سه هدف اولیه برای اکولایز کردن وجود دارد
۱- تمیز تر کردن و مشخص تر کردن صدای یک ساز
۲- بزرگتر کردن صدای یک ساز نسبت به صدای طبیعی آن
۳- برای قراردادن المانهای  مختلف میکس در کنارهم و تفکیک فرکانسی سازهای مختلف


فرکانسهای جادویی:

قبل از اینکه بعضی از متدهای اکولایز کردن را شرح دهیم، بهتر است با بعضی محدودههای فرکانسی و تاثیری که بر شنیدن ما میگذارند را شرح دهیم. گستره ی صوتی میتواند به شش محدوده ی اصلی طبقه بندی شود که هرکدام از آنها تأثیر بزرگی بر روی صدای کل میگذارند.
(ساب – بیس) پایین ترین محدوده ی باس بین ۱۶ هرتز تا ۶۰ هرتز که شامل صداهایی است که بیشتر احساس میشود تا اینکه شنیده شوند، مانند صدای رعد از راه دور. این فرکانسها به موسیقی حس قدرت میدهند هرچند اگر کم شنیده شوند. زیاد شدن این گستره ی فرکانسی صدای موسیقی راگِل آلود و تیره میکند.
(باس) صدای باس بین ۶۰ هرتز و ۲۵۰ هرتز که نتهای بنیادین قسمت ریتم را در بر میگیرد. اکولایز کردن این گستره میتواند بالانس موسیقی را تغییر دهد و باعث چاقی و لاغری موسیقی شود. زیاد کردن این رنج در موسیقی، صدا را بومی (غرّنده) میکند.

(لو-مید) گستره ی فرکانسی بین ۲۵۰ هرتز تا ۲۰۰۰ هرتز که هارمونیکهای پایینی بیشتر صداها را در بر میگیرد که در صورت زیاد شدن بیش از حد میتواند صدای “تلفنی” ایجاد کند. زیاد کردن فرکانس ۵۰۰ هرتز تا ۱۰۰۰ هرتز میتواند صدای بوقی شکل تولید کند و زیاد کردن فرکانس یک کیلوهرتز تا ۲ کیلوهرتز آنها را کوچک میکند. خروجی زیاد در این رنج میتواند خستگی و فرسودگی گوش را به دنبال داشته باشد.
(های – مید) قسمت بالایی گستره ی میانی، گستره فرکانسی بین ۲ کیلوهرتز و ۴ کیلوهرتز است که میتواند در صورت زیاد شدن، تشخیص گفتار سخت کند. زیاد شدن این گستره باعث می شود تا حروفی مانند »م«، »ب« و »و« را که توسط لب تشکیل میشوند غیر قابل تشخیص شوند. زیاد شدن بیش از حد این بازه نیز میتواند به خستگی و فرسودگی گوش منجر شود.
کم کردن بازه ی ۳ کلوهرتز از سازهای زمینه و اضافه کردن این بازه به وکال (آواز) میتواند صدای وکال را بدون کم کردن صدای سازها قابل شنیدن و تفکیک کند.

پرینسن یا حضور (Presence) بازه بین ۴ کیلوهرتز و ۶ کیلوهرتز که مسئولیت وضوح و معنی کردن صداها و سازها را به عهده میگیرد. زیاد کردن این بازه باعث نزدیک شدن موسیقی به شنونده می شود. کم کردن محدوده ی ۵ کیلوهرتز میتواند صدا را دورتر و ناپیدا کند.
بریلیانس یا درخشندگی (Brilliance) محدوده ی بین ۶ کیلوهرتز تا ۱۶ کیلوهرتز که درخشندگی و وضوح صداها را شامل میشود. تاکید زیاد در ان محدوده میتواند صدای سیبیلانس (صدای حاصل از حرف »س«) را در صدای انسان زیاد کند.


 
بازه    شرح    اثر       
16– 60 Hz
Sub- Bass    حسقدرت، بیشتر احساس میشود تا شنیده شود    در صورت زیاد شدن بیش از حد، موسیقی کدر و گل آلود می شود       
60-250Hz
Bass    بنیادیترین قسمت اجزای ریتم، موسیقی را چاق و لاغر میکند    در صورت زیاد شدن بیش از حد، موسیقی بومی می شود       
250-2kHz
Low-Mid    هارمونیکهایپایین بیشتر سازها را شامل می شود    زیادکردن ۵۰۰ هرتز تا یک کیلوهرتز موسیقی را بوقی شکل و ۱ تا ۲ کیلوهرتز موسیقی را کوچک میکند       
2kHz– 4 kHz
Hi – Mid    شامل صداهایی مانند »م«، »ب« و »و« میشود که باعث تشخیص صدا میشوند    زیاد کردن این بازه خستگیگوش را به همراه دارد       
4kHz – 6 kHz
Presence    مسئولیتوضوح و معنی کردن صداهای سازها را به عهده دارد    زیادکردن این بازه باعث نزدیک تر شدن موسیقی میشود       
10 kHz – 16 kHz
Brilliance    درخشندگی و وضوحرا کنترل می کند    زیادشدن این بازه صدای »س« را در گفتار بیشتر میکند    

 
       
۳۱ هرتز    Rumble “Chest”    غرشقفسه سینه       
۶۳ هرتز    Bottom,     قسمت تحتانی       
۱۲۵هرتز    Boom, Thump, Warmth    غرش،  ضربت، گرما       
۲۵۰هرتز    Fullness, Mud    پُری ، گل آلود شدن       
۵۰۰ هرتز    Honk    صدای خوک یاگراز، صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال        
۱ کلوهرتز    Whack    صدای کتک زدن ، صدای اصطکاک       
۲ کیلوهرتز    Crunch    صدای خرد کردن یا خرد شدن       
۴ کیلوهرتز    Edge    کنار، لبه ، نبش، کناره       
۸ کیلوهرتز    Sibillance    صدای حاصل از حرف »س«،سیبیلانس       
۱۶ کیلوهرتز    Air    هوا    

از آنجایی که صدای هر آهنگ و هر سازی متفاوت است، غیر ممکن است تا روشی جامع برای اکولایز کردن معرفی کرد اما می توان نکاتی جامع در این مورد بیان کرد. همچنین مهندسین مختلف از روشهای مختلفی برای رسیدن به یک هدف نهایی بهره می برند، پس اگر هر یک از این روشها موفقیت آمیز نبود همچنان تلاش کنید. راه و روش مهم نیست، نتیجه مهم است.
قبل از استفاده از این روشها، به نکات زیر توجه کنید.
گوش کنید! گوشهای خود را تیز کرده و با دقت به تمام جزئیات صدا گوش دهید، تمام آنها مهم هستند.
مطمئن شوید که بلندی صدا نه خیلی کم و نه خیلی زیاد است و شما با آن راحتید. اگر صدا خیلی کم باشد ممکن است شما به دلیل خطی نبودن اسپیکرها و جبران بیش از حد لزوم صدا شوید. اگر صدا خیلی بلند باشد، بعضی فرکانسها ممکن است به دلیل خطی نبودن گوش، پنهان شود و یا جبران بیش از حد لزوم شود.(Over Compensation)

 

 

 

 

 

 

 

 


۱) تمیزتر کردن و مشخص تر کردن صدای یک ساز:

حتی صداهایی که به خوبی ظبط شده اند ممکن است مرده باشند، به این دلیل که بعضی فرکانسها میتواند تشدید شده باشند یا بعضی دیگر تقلیل یافته باشند. در خیلی از موارد، کمبود صدای یک ساز میتواند به دلیل زیاد بودن بازه ی لو-ممید یعنی بین ۴۰۰هرتز تا ۸۰۰ هرتز باشد. این محدوده میتواند خاصیت جعبه ای شدن را به صدا بدهد.
الف) یک پیچ )knob( را روی منفی ۸ تا ۱۰ دسی بل تنظیم کنید
ب) اکولایزر کات شده را در طیف فرکانسی حرکت دهید تا به فرکانسی برسید که جعبه ای بودن صدا را تا حد ممکن کم کند
ج) مقدار برش را به اندازه سلیقه خود تنظیم کنید. توجه داشته باشید که برش زیاد این محدوده فرکانسی میتواند صدا را لاغر تر کند.
د) اگر لازم میبینید، با اضافه کردن مقداری فرکانس لو-مید (بین ۱ کیلوهرتز تا ۴ کیلوهرتز)، مقداری »نوک« به صدا بدهید.
ه)اگر لازم میبینید، با زیاد کردن ۵ تا ۱۰ کیلوهرتز مقداری برق )Sparkle( به صدا بدهید.
و)  اگر لازم میبینید، با اضافه کردن ۱۰ کیلوهرتز تا ۱۵ کیلوهرتز مقداری وضوح به صدا بدهید.    
توجه : همیشه اول سعی کنید فرکانسها را کات کنید. زیاد کردن یک فرکانس باعث تغییر فاز )Phase Shift و در نتیجه تغییر ناخواسته ی رنگ صدا می شود. هرچه بیشتر فرکانسها را زیاد کنید، تغییر فاز زیاد بیشتر میشود و جفت و جور کردن آن در میکس سخت تر میشود. خیلی از مهندسین در استفاده از اکولایزر دارای قوه قضاوت سلیم هستند، اگر خوب صدا می دهد، خوب است!


روش متناوب:
۱- اکولایزر خود را مسطح کنید. تمام فرکانسهای پایین را حذف کنید.
۲- با بقیه باندهای اکولایزر، قسمت بالایی مید رنج را تنظیم کنید تا موقعی که صدا کلفت و تمیز شود
۳- با یک قسمت پایینی مید رنج (lower mid) مقداری بدنه به صدا بدهید
۴- به آرامی فرکانسهای پایین را دوباره به صدا اضافه کنید، اما نه به اندازه ای که صدای کل گل آلود شود.
۵- برای معرفی کاراکتر صدا مقداری فرکانس بالا اضافه کنید
ì


ìEd Seay :
من معمولاً تلاش میکنم تا صداهایی طبیعی و در عین حال  روشن و واضع تولید کنم. معمولاً گستره ی فرکانسی را به سه قسمت تقسیم بندی می کنم : وسط، بالا و پایین. و بعد وسط پایین و وسط بالا وارد می شوند.  عموماً حذف کردن فرکانسهای پایین در خیلی از سازها به تنهایی صدای خوبی را به همراه نمی آورد. بعضی اوقات میگویم »خب اگر یک پری امپ خوب و یک میکروفون فوق العاده استفاده شده پس چرا برای من خوب صدا نمی دهد؟«. طیف میانی به اندازه کافی واضح نیست. بنابراین نگاهی به ۳ کیلوهرتز، ۴ کیلوهرتز و شاید ۵.۲ کیلوهرتز می اندازم و میگویم چرا کمی جان به این طیف نبخشم؟ بعد متوجه می شوم که صدای هوا را در تراکها نمیشنوم و بدین منظور مقداری ۱۰ تا ۱۵ کیلوهرتز به آن اضافه میکنم. در این هنگام صدا بهتر شده اما ته صدا (فرکانسهای پایینی) تعریف نشده و گوشتی در آن قسمت نیست. بنابراین به آن سمت حرکت میکنم تا کمکی به فرکانسهای پایین کنم. گهگاه (بسته به نوع ساز)، اضافه کردن ۱۰۰ هرتز میتواند تأثیر حیرت انگیزی بر ساز داشته باشد. گاهی لازم است فرکانس ۴۰۰ هرتز را کم کنیم تا وضوح ساز بیشتر شود و گاهی زیاد کردن ۴۰۰ هرتز میتواند تراکها را صاف و مسطح کند.

 

۲) بزرگتر کردن یک صدای یک ساز نسبت به صدای اصلی آن:

»بزرگی« یک صدا معمولاً از اضافه کردن فرکانسهای بم و پایین بم (Bass/Sub-Bass) یعنی حدود ۴۰ هرتز تا ۲۵۰ هرتز حاصل می شود. منطقه ای زیر فرکانسهای ۱۰۰ هرتز و منطقه ای بالای ۱۰۰ هرتز.
۱- مقدار Boost/Cut را تا حد ملایمی (حدود ۸ تا ۱۰ دسی بل) تنظیم کنید.
۲- بر روی طیف فرکانسهای بم حرکت کنید تا به فرکانسی که صدا را پرتر میکند برسید.
۳- مقدار گِین اکولایزر را تنظیم کنید و در نظر داشته باشید که اضافه کردن زیاد این محدوده باعث گل آلود شدن و کدر شدن صدا می شود.
۴- به فرکانسی که در مرحله دوم دست پیدا کردید رجوع کنید و نصف و یا دوبرابر آن فرکانس را انتخاب کرده و آنها را تا حدی افزایش دهید. برای مثال اگر در مرحله دوم فرکانس ۱۲۰ هرتز را انتخاب کرده اید، مقداری ۶۰ هرتز را افزایش دهید و یا اگر ۵۰ هرتز را انتخاب کرده اید ۱۰۰ هرتز را افزایش دهید.
نکته : معمولاً بهتر است که مقدار کمی را در دو فرکانس افزایش دهید تا اینکه مقدار زیادی را در یک فرکانس افزایش دهید.
نکته ۲‌: به خاطر داشته باشید که خوش صدا کردن یک ساز بصورت انفرادی (سولو)، جفت کردن سازها را در میکس غیر ممکن می سازد، پس بهتر است همیشه صدای سازها را درکنار هم گوش و اکولایز کنید.
قانون : هرچه سازهای میکس کمتر باشند، باید بزرگتر صدا بدهند و هرچه سازهای یک موسیقی بیشتر باشند، باید کوچکتر صدا بدهند تا بهتر در کنار هم قرار گیرند.


۳) برای قرار دادن المانهای مختلف میکس کنار هم و تفکیک فرکانسی سازهای مختلف:

الف ) با قسمت ریتم (درامز و باس)‌شروع کنید. باس باید واضح و جدا از درامز باشد، خصوصاً کیک و اسنر.
 هر ساز باید به طور واضح و مجزا شنیده شود، اگر اینچنین نیست به دستورات زیر عمل کنید :‌
۱- مطمئن شوید که هیچ دو اکولایزری یک فرکانس را زیاد نمیکنند. اگر چنین است، یکی از فرکانسها را مقداری بالا یا پایین ببرید.
۲- اگر یک گستره ی فرکانسی در سازی کم شده است، آن گستره ی فرکانسی را در ساز دیگری زیاد کنید. مثلاً اگر ۵۰۰ هرتز را در کیک کم کرده ایم، آنرا در باس زیاد می کنیم.

ب)‌ برجسته ترین المان بعدی را اضافه کنید‌ (معمولاً صدای خواننده در این قسمت جای میگیرد)
ج) بقیه عناصر میکس را یکی پس از دیگری اضافه کنید. هر کدام از این عناصر پس از اضافه شدن، باید با عناصر قبلی موجود در میکس مقایسه شده و از تفکیک فرکانسی آنها اطمینان حاصل گردد.
به یاد داشته باشید هدف ما این است که صدای هر ساز به وضوح شنیده شود و برای این منظور لازم است که هر سازی در گستره ی فرکانسی خودش قرار گیرد.
پس از تفکیک فرکانسی، ممکن است بعضی از سازها به طور انفرادی خیلی بد صدا بدهند اما این طبیعی است. هدف ما این است که سازها در کنار هم خوب صدا بدهند.


Jon Gass:
من با پیدا کردن فرکانسهایی که با هم تداخل دارند شروع میکنم، ‍بعد به سمت درامز بر میگردم. اما در کل سعی میکنم تا با ایزوله شدن بیش از حد صداها جلوگیری کنم.  اگر دو یا سه ساز با هم تداخل فرکانسی داشته باشند، آن موقع آنرا بصورت تکی پخش میکنم تا متوجه شود که صدای طبیعی و کلی آن چگونه است و بعد اکولایز میکنم. در کل ترسی از اکولایز کردن ندارم.
Ed Seay:
تفکیک فرکانسی مهم است. همه چیز را یک جا اکولایز نکنید. مثلاً نباید ۳ کیلوهرتز را روی صدای خواننده زیاد کنید و همچنین آنرا بر روی گیتار، باس و سینث سایزر و پیانو افزایش دهید. در این صورت جنگ فرکانسی در آن محدوده پیش می آید. بعضی اوقات میتوانید بگویید »پیانو به ۳ کیلوهرتز احتیاج ندارد، پس بهتر است کمی پایین تر یا کمی بالاتر بروم«. یا »این وکال اگر کمی از بینی اش کمتر و بیشتر به سمت سرش برود بهتر صدا می دهد و از میکس بیرون می آید«. با این روش شما میتوانید همه چیز را قابل شنیدن کنید و به آنها مقداری دهید تا خودنمایی کنند.

ی اکولایز

۱- اگر صدا کدر و گِلی است، مقداری از ۲۵۰ هرتز را کم کنید
۲- اگر صدای بوقی شکل وجود دارد مقداری از ۵۰۰ هرتز را کم کنید
۳- اگر قصد بهتر کردن صداها را دارید، گِین ‌فرکانسهای مورد نظر را کم کنید
۴- اگر قصد تغییر دادن صداها را دارید، گِین فرکانسهای مورد نظر را زیاد کنید
۵- شما نمیتوانید صدایی را که در گستره ی فرکانسی ساز نباشد را زیادکنید

 
فرکانس های طلائی    ساز       
قسمتتحتانی در ۵۰ تا ۸۰ هرتز، اتک در ۷۰۰ هرتز، بشکن (اسنپ) در ۵.۲ کیلو هرتز     گیتارباس       
ته در ۸۰ تا ۱۰۰ هرتز، پوچیدر ۵۰۰ هرتز، نوک در ۳ تا ۵ کیلوهرتز    کیک درام       
چاقیدر ۱۲۰ تا ۲۴۰ هرتز،ریورب در ۹۰۰ هرتز، تردی در ۵ کیلوهرتز و بشکن در ۱۰ کیلوهرتز     اسنر       
پُریدر ۲۴۰ تا ۵۰۰ هرتز، اتک در ۵ تا ۷ کیلوهرتز    تامز       
پُریدر ۸۰ تا ۱۲۰ هرتز، اتک در ۵ کیلوهرتز    فلورتام       
صدایکلانگ در ۲۰۰ هرتز، درخشش در ۸ تا ۱۰ کیلوهرتز    های هت وسنج ها       
پُریدر ۲۴۰ تا ۵۰۰ هرتز، حضور در ۵.۱ تا ۵.۲ کیلوهرتز، کم کردن ۱ کیلوهرتز باعث تولید کابینت ۱۲در۴ میشود    گیتار الکتریک       
پُریدر ۸۰ هرتز، بدنه در ۲۴۰ هرتز، حضور در ۲ تا ۵ کیلوهرتز    گیتار آکوستیک       
پُری در ۸۰ هرتز، بدنهدر ۲۴۰ هرتز و حضور در ۲ تا ۵ کیلوهرتز    اُرگ       
پًری در ۸۰ هرتز، حضور در ۵.۲هرتز و صدای بوقی پیانوی honkey-tonkدر ۵.۲ هرتز    پیانو       
پُریدر ۱۲۰ تا ۲۴۰ هرتز،سوراخ کردن در ۵ کیلوهرتز     شیپور ها       
پًری در ۱۲۰ هرتز، صدای بومی در ۲۴۰ هرتز، حضور در ۵ کیلوهرتز، صدای »س« در ۵ کیلوهرتز، هوا در ۱۰ تا ۱۵ کیلوهرتز    گفتار/آواز       
پًری در ۲۴۰ هرتز، خراشدر ۷ تا ۱۰ کیلوهرتز    سازهایزهی       
زنگ در ۲۰۰ هرتز، اسلپ(چک) در ۵کیلوهرتز    کنگا    

 

 

 

نکات :
در هنگام کات کردن (کم کردن فرکانسها)‌ از Q نزدیک (پهنای باند کم) و در هنگام بوست کردن (زیاد کردن فرکانسها) از Q پهن (پهنای باند زیاد) استفاده کنید. اگر میخواهید صدایی از میکس بیرون بزند فرکانسهای پایین آنرا حذف کنید و اگر میخواهید صدایی در میکس محو و مخلوط شود فرکانسهای بالایی آنرا حذف کنید.
برای پیدا کردن نقطه نوک اصلی در اسنر (Snare point)، قسمت میانی فوقانی را زیاد کنید (تقریباً ۵ یا ۶ دسی بل در حوالی ۲ کیلوهرتز). پهنای باند را زیاد کرده تا اسنر شما از میکس بیرون بیاید، بعد پهنای باند را کم کنید تا فقط صدایی را بشنوید که میخواستید از اسنر داشته باشید. در مرحله ی بعد به آرامی فرکانس را تغییر دهید تا دقیقاً به فرکانس مورد نظری برسید که با کمترین مقدار گٍین، اسنر شما از میکس بیرون بزند.

David Pensado
بسیاری از آهنگهایی که من میکس میکنم شامل سمپل ها هستند و از همان اول به تولید کننده نعمت نشیدن صدای اصلی را می دهند.در روزهای قدیم، شما همیشه مقداری ۴۰۰هرتز را از کیک درام کم میکردید. همیشه مقداری ۳ و ۶ هرتز به تام تام ها اضافه میکردید. اما دیگر این اتفاق نمی افتد زیرا وقتی من تراکها را میگیرم،‌ حتی در خصوص گروههایی که زنده اجرا میکنند، تولید کننده قبلا صدایی که میخواسته را از اجرای زنده گرفته و آن صدا را استفاده کرده.
در باس، محدوده ی بین باس پایین (۸۰ تا ۱۲۰ هرتز) و باس وسط (۱۳۰ تا ۲۰۰ هرتز) مهم است. سعی کنید از دو باند نزدیک (Q زیاد) استفاده کنید، یکی در ۱۰۰ هرتز و دیگری در ۱۴۰ هرتز، یکی را زیاد کنید و دیگری را کم کنید. اگر صدای باس خیلی گرم است، بعضی اوقات کم کردن باند بالایی میتواند بدون حذف کردن صداهای بنیادی که در حوالی ۱۰۰ هرتز هستند به آن التیام بخشد. همچنین اگر صدایی شبیه باس فندر زنده داشته باشید مقداری در حوالی ۱ هرتز را زیاد کنید.
برای گیتارهایی چاق تر، محدوده میانی (مید رنج) را خیلی زیاد کنید (حدود ۹ دسی بل یا بیشتر) و فرکانس را حرکت بدهید تا به محدوده ای برسید که گیتار صدای کلفتی میدهد اما هنوز به اندازه کافی شفاف هست تا در میکس قرار بگیرد. اکنون به گِین برگردید و آنرا در حدود ۴+ دسی بل تنظیم کنید تا گیتار بدون اینکه زیادی روشن و شفاف شود درون میکس جای گیرد.


Don Smith
من نسبت به خیلی از مردم از اکولایزر استفاده ی متفاوتی میکنم. من از آنها فقط برای روشن تر کردن یا چاق تر کردن صداها استفاده نمیکنم؛ من از آنها استفاده میکنم تا سازها حس بهتری بدهند. مثلاً روی گیتار مطمئن شوم که گیتار و ویولونها در کنار هم به خوبی شنیده می شوند. مثلاً به جای اینکه فقط صدای ویولونهای بالا را شفاف تر کنم و مقداری صدای گِلی به ویولونهای پایینی اضافه کنم، ممکن است به دنبال آکورد خاصی بگردم که صدای سیم »لا« را بیشتر کنم.
اگر سیم »ر« در یک آکورد وجود ندارد، دوست دارم آنرا حدود ۸ تا ۱۰ دسی بل اکولایز کرده و در فرکانسهای مختلف آن بچرخم تا آن صدا را در گیتار بشنوم، یعنی من تلاش میکنم که همه چیز را طوری بالانس کنم تا با سازهای دیگر خوب صدا بدهند.
در وکال، مقدای ۱۲۵ هرتز تا ۲۵۰ هرتز را زیاد کنید تا روی صداهای بنیادین گفتار تاکید کنید و آنها را بیشتر به صدایی که از سینه بیرون می آید نزدیک کنید. حدود ۲ تا ۴ کیلوهرتز تأکید بیشتری بر روی حروف صامت (بی صدا) میکند و صدای وکال را به شنونده نزدیکتر می کند.

Ed Seay
بعضی اوقات با خودم فکر میکنم »آیا این وکال به رژیم غدایی احتیاج دارد؟ آیا لازم است مقداری چربی از قسمت پایینی آن کم شود؟« یا گاهی میگویم »این آقا به مقداری اضافه وزن احتیاج دارد پس بیایید کمی ۳۰۰ هرتز به آن اضافه کنیم و کاری کنیم که کمی مهم تر جلوه کند.«
David Sussman
در هنگام ضبط وکال، من دوست دارم مقداری از فرکانسهای پایین را حذف کنم، به این ترتیب وقتی که کمپرسور شروع به فعالیت میکند، صداهای بم و نویز زمینه را افزایش نمی دهد.
در اکولایز کردن پیانو یا هر ساز ضبط شده ی دیگری، مقداری از فرکانسهای پایین را کات میکنم تا مقدار زیادی فضا برای اشغال کردن کیک و باس باقی بماند. بیشتر مواقع، تقریباً چیزی پایین تر از ۱۰۰ هرتز نیاز ندارم. به کمک فیلتر ها خیلی از فرکانسهای پایینی را حذف میکنم، اما ممکن است بعداً محدوده هایی از این فرکانسها را در بعضی از سازها با منحنی زنگوله شکل به میکس برگردانم.


David Pensado
من به اکولایزر به عنوان یک افکت هم نگاه میکنم، همانطور که ممکن است کوروس و یا ریوربی را به یک ساز یا وکال اضافه کنم. ممکن است که یک وکال به خوبی اکولایز شده باشد اما باز ممکن است مقداری ۳ کیلوهرتز به آن اضافه کنم تا باز هم بهتر شود، بدین ترتیب این احساس به من دست میدهد که خواننده دارد بیشتر تلاش میکند و احساسات او شدید تر شده. بنابراین، در ابتدا تمایل دارم که بتوانم با اکولایز کردن استاندارد تإثیرگذار باشم و بعد در مرحله ی بعدی به عنوان یک افکت به آن نگاه می کنم.


تهیه و ترجمه : پویا معمارزاده
فصل پنجم کتاب The Mixing Engineer’s Handbook
صفحات 25 تا 34


نویسنده: Puyava

اشتراک گذاری این نوشته

دیدگاه شما چیست ؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*