آموزش نوشتن لید های ملودیک (ملودی در موسیقی الکترونیک)

 خلاصه این فصل، پیرامون اصول نوشتن لیدهای ملودیک است. لید، ملودی اصلی یک قطعه از موسیقی است و اغلب با آنچه تولیدکنندگان تجاری موسیقی هوک (قلاب) می‌خوانند – همان فراز ملودیک گیرا و تحریک کننده که برای گوش‌مان خیلی قوی است – در ارتباط است. استفاده از چنین هوک‌هایی در کل طیف موسیقی تجاری روی می‌دهد و توانایی نوشتن یک هوک خوب کم و بیش برای هر مصنف خوب ضروری است. عجیب نیست که هوک نشان‌دهنده به یادماندنی‌ترین بخش یک آهنگ است و همچنین ویژگی‌ای است که می‌تواند شناخت و محبوبیت آهنگ را تضمین کند.

 

سازهای لید

ملودی لید معمولاً در آهنگ خود و با ساز لید نواخته می‌شود. انواع ساز لید بسیاری وجود دارد. انواع اصلی شامل اکوستیک، الکتریک و سینث شده است. لیدهای اکوستیک شامل گیتار، پیانو، فلوت، سه‌تار، ویولن، ساکسیفون، سازدهنی، صدا، چنگ، ترومپت، ویبرافون، و هر ساز تک ارکستر می تولیدکننده ملودی که به فکرتان می‌رسد می باشد.

برخی سازهای لید به طور طبیعی دارای معنای ضمنی ادبی بی‌واسطه ای هستند که می‌توانید با بهره‌برداری از صدای اصلی، یا شکستن عامدانه آنها بخوبی از آن استفاده کنید. مثال‌های واضح گیتار آکوستیک، فلوت، و چنگ با سبک محلی؛ ساکسیفون، ترومپت‌های خفه شده (Muted) و ویبرافون با سبک جاز و بلوز؛ سه‌تار با معانی ضمنی موزیک شرقی، یا فلوت شاکوهاچی با پیوندهایش به موزیک مذهبی ژاپنی شینتو هستند.

لیدهای الکتریک شامل سازهایی مانند گیتار، ارگ، پیانو الکتریکی، و کلاوینت می‌شود. انتخاب از میان این سازها به دلیل تنوع هر ساز مانند گیتار جاز که دارای انواع قابل توجهی از صدا است تا یک لید گیتار الکتریک راک بسیار گوناگون است. چون گیتاری که استفاده می‌کنید احتمالاً از یک پچ (وصله) سینث‌سایزر یا سمپلر حاصل شده است، پچ‌هایی نیز وجود دارد که هنگامی که از طریق افکت‌های پدال‌ در نظر گرفته می‌شوند شبیه‌سازی انواع گیتار را فراهم می‌کند. بطور مشابه، در میان کیبوردها، پیانو الکتریکی رودز (Rhodes) دارای صدای منحصربه‌فرد و بالایی است که آن را از ورلیتزر (Wurlitzer) جدا می‌کند.

لیدهای سینث‌شده بسیار و متنوع هستند و با انواع مختلفی عرضه شده‌اند که بسیاری از آنها به سبک‌های خاصی پیوند دارند. لید‌های بسیار اپیک ترنس مثال خوبی است، همینطور سین-ویو لید (Sine-Wave Lead) که در هیپ-هاپ بسیار محبوب است. در نتیجه انتخاب یک پچ سینث لید ربط بسیار زیادی به سبکی دارد که می‌خواهید برای لیدی که در ذهن‌تان است بشنوید. در این زمینه بسیار مهم است که بتوانید صدای خاصی را در ذهن‌تان بشنوید تا با اضافه کردن افکتهای لازم، دقیقاً همان صدا را بسازید.

در حالت ایده‌ئال، یک صدای سینث لید مناسب لازم است حضور کافی داشته باشد تا در ترکیب جای گیرد (presense/فرکانسهای بالا). به همین دلیل اغلب همراه با مقدار زیادی ریورب با دیلی استریو پردازش می‌شود تا پُری (Fullness) مورد نیاز آن را داشته باشد. بیشتر پچ‌های سینث لید، مونوفونیک (یک صوتی) هستند – یعنی فقط می‌توانند یک نت در زمان را تولید کنند. این کیفیتی مطلوب است چون صدایی واضح و بندبند تولید می‌کند چون همینکه نت دیگری اجرا می‌شود، سیگنال قطع شدن را به نت قبلی ارسال می‌کند و از هم‌پوشانی صداها جلوگیری می‌کند. همچنین استفاده بیانی از سُرِش (portamento) را ممکن می‌سازد که در آن نت‌ها به تدریج بر روی یکدیگر می‌لغزند.

هنگام نوشتن یک لید، کیفیت بیانی که به آن می‌دهید نیازمند دقت بسیار است. در موسیقی کلاسیک، قطعه‌ ی موسیقی در حال پخش وجود دارد و اجراکننده‌ای که آن را می‌نوازد. کار اجراکننده زنده کردن موسیقی است، بخشیدن کیفیت اختصاصی و بیان شخصی به موسیقی. نوشتن لیدها با استفاده از سینث‌سایزر دقیقاً به همان شکل است. نت‌هایی توسط سینث‌سایزر تحریک می‌شوند که ملودی را تولید می‌کنند. سپس حالت‌های بیانی به آنها از طریق کنترل پارامترهای مختلف توسط شما به صدای سینث شده داده می‌شود. کیفیت سُرِش که پیشتر اشاره شد، معمولاً یک ویژگی قوی یک لید بیانی خوب است چون نوعی از حالت بیانی استفاده شده توسط نوازنده لید زنده را شبیه‌سازی می‌کند. بیشتر سینث‌سایزرها دارای کنترلی هستند که آنها را قادر می‌سازد درجه سُرِش استفاده شده را تعیین کنند.

پیچ اسلاید (Pitch-Slide) ویژگی دیگری است که به این دسته تعلق دارد. نوازندگان لید زنده معمولاً از پیچ بِند ها (Pitch Bend) به عنوان یک حرکت بیانی استفاده می‌کنند. بیان دیگری که بر روی یک لید میتواند صورت بگیرد ویبراتو است. ویبراتو نوسانات جزئی پیچ بر روی نت است که معلول روش نواختن اجراکننده است. این افکت معمولاً از طریق دستکاری LFO – فرکانس پایین اوسیلاتور سینث – به دست می‌آید.

از طریق استفاده از ویژگی‌هایی مانند سُرِش (پورتامنتو)، ویبراتو، و پیچ اسلاید، می‌توان زندگی و بیان را به یک ملودی دمید. هرچه باشد ملودی اصلی صدای لید است و به عنوان یک لید نیازمند بیان بالایی است. پس هنگامی که یک پچ سینث لید را بارگذاری می‌کنید، تمامی انواع کنترل‌هایی را امتحان کنید که سینث‌سایزر بر روی خود دارد. اینها ابزارهایی هستند که باید با آنها یک بازگردان بیانی از لید ملودیک‌تان بسازید. با دستکاری این کنترل‌ها می‌توانید کیفیت‌های بیانی جالبی به لیدتان ببخشید، به شکلی که به نظر برسد این خود لید است که در‌ واقع صحبت می‌کند یا آواز می‌خواند.

 

ملودی

هر سازی که برای لید انتخاب می‌کنید برای نواختن یک ملودی نیز به کار خواهد رفت. ملودی همیشه نشان دهنده روحیه واقعی موسیقی در کل دنیا است. تمامی فرهنگ‌ها و مردمان دنیا عشقی ذاتی به آنچه که یک ملودی خوب می‌دانند دارند، و این اصلاً عجیب نیست. چیزی در ملودی هست که می‌تواند عمیقاً ما را به هیجان بیاورد و عواطفی را در درون‌مان زنده کند که بسیار قدرتمند اند، شادی، اندوه، غم، امید، افسردگی – همه احساساتی که می‌توانیم به عنوان انسان درک کنیم از طریق ملودی فعال می‌شوند. از این نظر ملودی نشان‌دهنده نیروی واقعی حیات موسیقی است، عنصر مشترکی که تمامی انواع مختلف موسیقی دنیا را – در زمان حال و هر عصر و دوره‌ای – به هم پیوند می‌دهد. به هیچ وجه نمی‌توان منکر این موضوع شد که ملودی نیرویی بسیار قدرتمند است.

در نتیجه مهم‌ترین ویژگی یک خط لید مناسب این است که به ملودی نیاز دارد – یعنی لازم است خصوصیات قابل تشخیص یک ملودی را داشته باشد. این موضوع به نظر بدیهی می‌رسد اما برای اینکه قادر باشید خطوط ملودیک با درجه ای از هنر و مهارت ایجاد کنید باید نخست درک مناسبی از آنچه حقیقتاً یک ملودی خوب را می‌سازد پیدا کنید.

خصوصیت اصلی ملودی این است که خطی است که از طریق توالی نت‌ها یا تن‌های موسیقی ایجاد شده است. ملودی به عنوان یک خط، دارای هویت مجزای خود از مجموعه ساده نت‌هایی است که از آنها ساخته شده است. این هویت آن چیزی است که به ملودی افسون و جادویش را می‌دهد و خصوصیتی است که می‌توانیم با آن ملودی را تشخیص داده و به خاطر بسپاریم. همچنین چیزی است که به ما اجازه می‌دهد بین ملودی خوب و بد تفاوت قائل شویم. ملودی خوب در خود چیزی دارد که ما را جذب می‌کند – دارای جلا، ساخت ماهرانه است و هر نت بخشی ضروری در آن ایفا می‌کند. حالا بیایید نگاهی به برخی از ویژگی‌هایی بیندازیم که به ملودی ها این مشخصه را می‌دهند.

 

کلید (Key)

توالی بی‌هدف نت‌ها، مانند یک ژنراتور تصادفی که ممکن است چیزی تولید کند، ارزش بسیار کمی برای ما دارد. چون ملودی‌های خوب تمایل دارند وضوح‌محور باشند – یعنی مرکز ثقل قوی دارند. مانند خورشید در قلب منظومه شمسی یا هسته اتم در مرکز ابر الکترونیکی، این مرکز جاذبه ملودی‌ها را کنار هم نگه داشته و به آنها حس جهت، هویت و هدف می‌دهد. اصطلاح موسیقایی برای این نیروی متمرکزکننده تونالیتی (tonality) است، نیرویی که در نتی به نام نت تونیک آشکار می‌شود.

تونیک نشان‌دهنده مرکز ثابتی است که دیگر نت‌های ملودی تمایل دارند حول آن قرار بگیرند. موازات نت تونیک در فلسفه، قاعده کلی (principle) است – یعنی ایده اصلی که حول آن استدلال شکل گرفته است. در نتیجه یک ملودی بدون تونیک واضح مانند بحث بی‌هدف و مقصودی است که به جایی نمی‌رسد. می‌توانید تونیک را به وضوح در این نمونه از رشته ملودی بشنوید که در آن تونیک در سراسر آهنگ صدایی مانند بیس یکنواخت دارد (تصویر ۸.۱ را ببینید).

نوشتن ملودی

تصویر ۸.۱ رشته ملودی با بیس یکنواخت

 

با گوش کردن به این بیس یکنواخت، متوجه اهمیت نت تونیک در فراهم کردن مرکز ثقل برای موسیقی می‌شوید. همچنین به شیوه‌ای توجه کنید که ملودی با تونیک شروع می‌شود، در طول گام افزایش می‌یابد گویی انرژی و انگیزه پیدا می‌کند و بعد به تدریج به سمت تونیک بازمی‌گردد. از این نظر ملودی فقط مانند یک فراید بنیانی است. به آرامی شروع می‌شود، شتاب می‌گیرد، و به تدریج به حالت آرامش اولیه بازمی‌گردد. نت تونیک همان نقطه آرامش است.

برای نوشتن یک ملودی خوب، اولین چیزی که باید در مورد آن تصمیم بگیرید نتی است که کارکرد تونیک دارد. از این نظر، هرکدام از ۱۲ نت گام کروماتیک تعریف شده توسط کیبورد می‌تواند تونیک انتخابی باشد. در نمونه تصویر ۸.۱، نت تونیک D (ر) است. هنگام اجرای کارکرد تونیک به این شکل، نت مربوطه نت-کلیدی خوانده شده و گفته می‌شود که موسیقی در این گام یا کلید بخصوص قرار دارد. پس اگر نت انتخابی شما D باشد، همانطور که در نمونه تصویر ۸.۱ داریم، گفته می‌شود که موسیقی در کلید D است. بنابراین ۱۲ انتخاب در رابطه با کلید موسیقی‌ای که می‌نویسید پیش‌رو دارید (تصویر ۸.۲ را ببینید).

نکته: گاهی اوقات برخی از کلیدهای سیاه کیبورد به خدمت گرفته می‌شوند که با اصطلاحات معادل تن هارمونیکی توصیف می‌شوند. منظورم این است که برخی از کلیدهای سیاه را می‌توان به دو شکل نامید. پس کلید#F را می‌توان به عنوان کلید ♭G و کلید ♭D را به عنوان کلید #C و به همین شکل توصیف کرد. برای دریافت اطلاعات بیشتر به تئوری موسیقی برای نوازندگان کامپیوتری، رجوع کنید.

82

تصویر ۸.۲ ۱۲ نت‌کلید.

 

گام و استاندارد

ویژگی مهم دیگر ملودی، گامی است که در آن نوشته می‌شود. با توجه به اینکه نت خاصی به عنوان تونیک انتخاب می‌شود، مسأله بعدی برای تصمیم‌گیری گامی است که در آن ملودی نوشته خواهد شد. کیبورد داری ۱۲ نت است و به ندرت می‌توان تونال ملودی‌ای یافت که از تمامی ۱۲ نت استفاده کرده باشد. ملودی‌ها معمولاً از یک مجموعه انتخابی پنج نتی (pentatonic)، شش نتی (hexatonic)، هفت نتی (heptatonic)، یا گاهی هشت نتی (octatonic) از گام کروماتیک ۱۲ نتی استفاده می‌کنند. این نت‌ها با ارجاع به تونیک برگزیده انتخاب می‌شوند که برای برای راحتی درجه I یا اولین درجه گام خوانده می‌شوند. این توضیح اهمیت تونیک را به عنوان درجه اصلی گام نشان می‌دهد.

انتخاب گام تا حد زیادی با استاندارد (mode) دقیقی که برای آهنگ در ذهن دارید تعیین می‌شود (تصویر ۸.۳ را ببینید). یک گام ماژور به شما ملودی‌های شاد و روشنی می‌دهد درحالی که گام مینور ملودی‌های تاریک‌تر و غم‌انگیزتر سبک بلوز می‌دهد. دیگر گام‌ها مانند دورین و میکسولیدین، درجه مطلوبی از سایه روشن میان این دو را به دست می‌دهند. بطور مشابه، یک گام پنج‌نتی (pentatonic) نوعی از سبک فولک را ایجاد خواهد کرد درحالی که گام اسپانیش فریجین فوراً حس و حال کشور منشاء خود را اظهار می‌کند.

83

تصویر ۸.۳ چند گام‌های مناسب برای تصنیف ملودیک (همگی در کلید D).

 

در حالت ایده‌ئال باید آزادی استفاده از هر نوع گام را در هر کلیدی داشته باشید. اگرچه یادگیری فقط یک کلید برای استفاده در تمامی آهنگ‌های‌تان کار بسیار راحت‌تر و وسوسه‌انگیزی است، بعدها از اینکار پشیمان خواهید شد. کلیدهای مختلف انواع مختلفی از استاندارد و فضا را ایجاد می‌کنند و موسیقی شما از توانایی فراخواندن این منبع سود بسیار خواهد برد. دلیل اینکه چرا کلیدها دارای این ویژگی هستند مشخص نیست و کاملاً ممکن است که بیشتر آن ذهنی باشد. اما در هر صورت برای بیشتر نوازندگان کلیدها تخته‌رنگ مهمی از فضای موسیقایی، پیوستگی‌ها و احساسات را فراهم می‌کنند.

برای شناخت گام‌ها در تمامی این کلیدها باید آنها را با نواختن یاد بگیرید. با انجام این کار، انتخاب هارمونی‌های برجسته‌ای که دوست دارید در گام خاصی استفاده کنید نسبتاً راحت می‌شود. بیشتر موسیقی‌های محبوب در گام ماژور یا مینور قرار دارند، به این دلیل ساده که این دو گام بخوبی برای ما شناخته شده‌اند. دیگر گام‌های مُدال مانند دورین(Dorian) یا فریجین (Phrygian) به عنوان جایگزین‌های نیروبخش به گام‌های مینور و ماژور استفاده می‌شوند. گام پنج‌صدایی خصوصا شکل مینور آن پیوند قوی با بلوز دارد، و در نتیجه مشخص است که نقطه شروع خوبی برای تصنیفی فراهم می‌کند که به این سبک خاص بازمی‌گردد. کافی است به آهنگ «اوقات تابستان» گرشوین (Gershwin – Summertime) فکر کنید تا متوجه موضوع شوید. البته گام‌های نامتعارف، اگرچه شاید در نهایت استفاده شوند، می‌توانند به آهنگ‌تان رگباری نیروبخش از جذبه نامتعارف عرضه کنند.

 

تونیک و دومینانت

همینکه کلید و گام مناسبی را برای کار انتخاب کردید، موضوع بعدی رسیدگی به روابط بین تونیک و دومینانت (dominant) در گام انتخابی است. دومینانت درجه پنجم از گام ماژور یا مینور است، که یعنی اگر در کلید C مشغول نوشتن آهنگ هستید، دومینانت نت G خواهد شد، در حالی که اگر در کلید E می‌نویسید دومینانت نت B خواهد شد. تونیک و دومینانت به شکل دو قطب با هم در ارتباط اند، بسیار شبیه قطبیتی که قبلاً با اشاره به درام‌زنی بحث کردیم – قطبیت بین بیس درام و اسنر.

این قطبیت بین تونیک و دومینانت چهارچوب ضروری ملودی شما را فراهم می‌کند که ثابت کردن محور مرکزی حول چیزی است که می‌توان ملودی را با آن ساخت. نت تونیک نقطه سکون در ملودی است، یعنی نتی است که معمولاً فرازهای ملودیک را به هم نزدیک می‌کند. به همین دلیل، گاهی آن را نت خانه (یا نت هوم) می‌خوانند. از طرف دیگر دومینانت پایه فعالیتی است که ملودی می‌خواهد قبل از بازگشتن به تونیک انجام دهد. به این شکل، در حالت ایده‌ئال یک ملودی باید مجموعه‌ای طبیعی و مطلوب از منحنی‌ها را نشان بدهد که حول این محور تونیک-دومینانت شکل گرفته‌اند. این نوع از الگو احتمالاً از ویژگی‌های ملودیک طبیعی سخن گفتن انسان نشأت گرفته است. اگر به شیوه حرف زدن مردم گوش کنید اغلب الگوی مشابهی را در پایین و بالا بردن اوج صدای‌شان خواهید شنید. آنها جمله را با نت پایین شروع کرده و بعد بالا می‌برند. هنگامی که جمله به پایان نزدیک می‌شود، صدا را بار دیگر به نت اصلی خود پایین می‌آورند. ملودی‌های خوب تمایل دارند این نوع از افت و خیزی را شبیه‌سازی کنند که ما در گفتگو رعایت می‌کنیم. در‌واقع گفتگو درست مانند محورهای تونیک و دومینانت یک ملودی است.

احتمالاً کار خیلی راحت‌تر می‌شود اگر به مثال‌هایی بپردازیم که این نکته را روشن می‌کنند. در تصویر ۸.۴ می‌توانید یکی از مشهورترین ملودی‌های دنیا را ببنید. ملودی‌ای که بتهوون در قطعه نهایی سمفونی نهم «سرود شادی» استفاده کرده است. (Beethoven – 9th symphony – Ode to Joy)

84

تصویر ۸.۴ سرود شادی بتهوون.

 

بررسی این ملودی مفید است چون کاملاً با محورهای دومینانت و تونیک نشان‌داده شده با نت‌های C (تونیک) و G (دومینانت) در گام دُ ماژور ملودی آن تعریف شده است. در اولین میزان ملودی به دومینانت بالا می‌رود و بعد به آرامی به سمت تونیک میزان سوم افت می‌کند. بعد ملودی به تدریج راه خود را به سمت دومینانت در میزان ۵ در پیش می‌گیرد، تا به آرامی در تونیک در میزان آخر بالا برود.

از این مثال می‌توانید ببینید هنگامی که آهنگ به سمت دومینانت نمی‌رود، ملودی به سمت تونیک باز می‌گردد و هنگامی که به سمت تونیک نمی‌رود، ملودی به سمت دومینانت خواهد رفت. به این شکل رابطه تونیک و دومینانت محور مرکزی را فراهم می‌کنند که جهت ملودی، ساختار و انسجام آن را به دست می‌دهد.

مثال مفید دیگری برای بررسی – این بار مثالی مدرن‌تر – ملودی آهنگ «النور ریگبی» بیتلز (The Beatles – Eleanor Rigby) است که نمونه زیبایی از استادکاری ملودیک را نشان می‌دهد (تصویر ۸.۵).

85

تصویر ۸.۵ آهنگ النور ریگبی بیتلز.

 

نت‌های تونیک و دومینانت در نمای پیانو رول مشخص شده اند. مشاهده کنید که افت و خیز خط ملودیک همگی با ارجاع به همان محور مهم تونیک-دومینانت رخ می‌دهد. همچنین متوجه می‌شوید که ملودی، اغلب اوقات دومینانت را لمس می‌کند. دومینانت از این نظر اسم مناسبی دارد: حکمفرما / برجسته / برتر.

اهمیت این اصل برای نوشتن ملودی در این است که وقتی گام خاصی را برای کار انتخاب کنید، جهت‌گیری اصلی شما به سمت درجات تونیک و دومینانت خواهد بود – دیگر نت‌های گام نشان‌دهنده نقاط عبور میان آنها است. می‌توانید این موضوع را به وضوح در گام دورین کلید E در «النور ریگبی» ببینید (به تصویر ۸.۶ رجوع کنید).

86

تصویر ۸.۶ پایه‌های تونیک و دومینانت در حالت دورین.

 

در واقع، یعنی به سادگی میتوانید با آگاهی از درجه های تونیک و دومینانت در گامی که انتخاب کرده‌اید فی‌البداهه بنوازید. بطور کلی یک ملودی با تونیک یا یکی از نت‌های سه‌گانه تونیک شروع شده، به سمت دومینانت و حول آن بالا می‌گیرد و بعد به آرامی به سمت تونیک پایین می‌آید. البته نباید این موضوع را به عنوان قاعده در نظر گرفت. فقط یک قاعده در موسیقی مدرن وجود دارد: اگر به گوش‌تان مناسب آمد، پس درست است و به کار ببرید.

 

استپ‌ها و لیپ‌ها

درست مانند اصطلاح کیک و اسنر در اشاره به درام‌زنی، تونیک و دومینانت به تن‌های کاربردی مهم یک ملودی اشاره دارند. با درک ماهیت این عناصر کاربردی، موضوع بعدی برای توجه این است که همه ملودی‌ها به سادگی ترکیبی از دو چیز هستند: استپ و لیپ. یک استپ حرکتی از یک نت گام به نت بعدی بالاتر یا پایین‌تر است. این مطلب در تصویر ۸.۷ نشان داده شده است.

87

تصویر ۸.۷ استپ‌های ملودیک افتان و خیزان و متوالی.

 

اجرای یک گام بر روی کیبورد، نواختن مجموعه‌ای از استپ‌های ملودیک است. چون هر استپ حرکتی به نزدیک‌ترین نت در گام است، استپ تمایل دارد حس نرمی و سهولت داشته باشد، قدم‌زدن است تا دویدن. خواندن آواز در استپ‌ها راحت‌ترین حالت برای خوانندگان است. چون هیچ انرژی یا فکر بیشتری برای بالا بردن یا پایین آوردن با فقط یک نت از گام مورد نیاز نیست.در نتیجه مجموعه‌ای از استپ‌های پیاپی دارای کیفیت مناسب، طبیعی، و روان هستند. استپ‌ها به خط ملودی ، روانی، نرمی، ظرافت و پیوستگی می‌دهند. آنها به ملودی، انحنای زیبای طبیعی را می‌دهند مانند رشته تپه‌‌هایی که به تدریج مواج می‌شوند. می‌توانید این مطلب را در مثالی نخستی که در تصویر ۸.۱ آوردیم ببینید. استپ‌ها در تصویر ۸.۸ با کروشه نشان داده شده اند.

88

تصویر ۸.۸ حرکات ملودیک تدریجی.

 

فقط دو جهت وجود دارد که استپ‌ها می‌توانند حرکت کنند: آنها می‌توانند بالا بروند یا پایین بیایند. هر دو این جهات به پویایی عاطفی ملودی بستگی دارد – یعنی چگونه یک خط ملودیک قادر است احساسات ما را تحت تأثیر بگذارد. استپ‌های خیزان به طور کلی از تشدید انرژی صحبت می‌کنند، از حرکتی به سمت عرصه اشتیاق‌ها و آرزوهای‌مان.

منطقی قوی در اینجا از این نظر وجود دارد که استپ‌های خیزان حرکت از فرکانس‌های پایین به بالا هستند، و در نتیجه به سمت انرژی حرکت می‌کنند که شدت و سرعت بیشتری را موجب می‌شود. از نظر عاطفی، بطور مستقیم شبیه به حالت هیجان و تحریک است.

از طرف دیگر استپ‌های افتان، از تخلیه انرژی، از تحلیل و بازگشتن به حالت عادی سخن می‌گویند. افسردگی و اندوه معمولاً بصورت ملودیک با مجموعه‌ای از استپ‌های افتان ترسیم می‌شوند. دلیلش این است که استپ‌های افتان نشان‌دهنده انرژی‌ای هستند که کند شده و شدت کمتری ایجاد می‌کند. این استپ‌ها دور شدن از مسیر امیدها و اشتیاق‌های انسان است.

تمامی ملودی‌ها از هر دو استپ‌های افتان و خیزان استفاده می‌کنند. اما ملودی‌ای که کاملاً از استپ‌ها ترکیب شده باشد خیلی زود آزاردهنده می‌شود چون صدایش شبیه به کسی است که بی‌هدف از پله‌ها بالا و پایین می‌رود. این نوع از ملودی که در واقع فقط یک گام است، – برای ما جالب نیست. در تضاد با استپ‌ها، لیپ‌ها وجود دارند. لیپ‌ها حرکت به بالا یا پایین دو استپ یا بیشتر هستند. در تصویر ۸.۹ می‌توانید لیپ‌ها را با کروشه در ملودی داده شده در تصویر ۸.۱ ببینید.

89

تصویر ۸.۹ حرکات ملودیک لیپ.

 

لیپ‌ها به ملودی انرژی، اشتیاق، شخصیت و مشخصه می‌دهند. آنها هیجان‌انگیز هستند، از عواطف و احساسات ناگهانی انرژی یا تغییر بی‌مقدمه سرعت سخن می‌گویند. با این حال اگر یک ملودی کاملاً از لیپ ترکیب شده باشد، خود لیپ‌ها عادی می‌شوند، و با این حال قدرت تضادشان را با استپ‌ها از دست می‌دهند. چنین ملودی‌ای صدایش به گونه‌ای است که گویی بدون نظم و قاعده این سو و آن سو می‌جهد و همانند حرکات گام به گام پیوسته، به زودی جذابیت آن برایمان از بین می‌رود.

از اینرو در حالت ایده‌ئال، یک ملودی خوب تعادل دقیقی از لیپ‌ها و استپ‌ها دارد. فاکتور دیگری که باید در نظر گرفت این است که لیپ‌ها و استپ‌ها به طور کلی به شکل خاصی به یک دیگر واکنش نشان بدهند. یک لیپ بزرگ در یک جهت معمولاً تمایل دارد با چند استپ در جهت مخالف خنثی شود، در حالی که چند استپ در یک جهت معمولاً تمایل دارد که با لیپی در جهت مخالف خنثی شود. تصویر ۸.۱۰ مثال‌هایی از این دست را نشان می‌دهد.

810

تصویر ۸.۱۰ تمایل خنثی‌سازی نیروهای ملودیک.

 

توجه کنید که گفتم «تمایل دارند.» دلیلش این است که از قاعده سخن نمی‌گویم بلکه مشاهدات کلی اینگونه است. به حرف من اکتفا نکنید. تا جایی که می‌توانید ملودی‌های مختلف بسیاری را بررسی کنید، تا خودتان کم کم این تمایل‌ها را ببینید. این موضوع نیز از نظر پویایی عاطفی ملودی بسیار منطقی است. در طبیعت هر حرکتی دارای واکنشی برابر و متضاد است. پس از انفجار ناگهانی هیجان (یک لیپ خیزان)، تمایل داریم آرام گرفته و به حالت عادی باز گردیم (مجموعه‌ای از استپ‌ها در جهت مخالف)، در حالی که پس از شوک یا ضربه ناگهانی (یک لیپ افتان)، تمایل داریم به آرامی آرامش‌مان را بازیابیم (مجموعه‌ای از استپ‌ها در جهت مخالف)، و به همین منوال.

در تصویر ۸.۱۱ می‌توانید این حرکات خنثی‌کننده را ببینید که در ملودی استفاده شده در مثال قبل برجسته شده‌اند.

811

تصویر ۸.۱۱ خنثی‌سازی لیپ‌ها و استپ‌ها.

 

در نتیجه لیپ‌ها و استپ‌ها باعث می‌شوند در این مورد بیاندیشید که چه زمانی ملودی‌های‌تان را شکل بدهید. موضوع اصلی همیشه رسیدن به تعادل مناسب بین لیپ‌ها و استپ‌های افتان و خیزان است.

 

ساختار ملودیک

یک نت کوچک‌ترین رویداد در یک ملودی است. هر رویداد، خود از واحد یا ساختار بزرگ‌تری تشکیل شده است. یک ملودی به عنوان یک کلیت نشان‌دهنده مجموعه‌ای از این واحدها است. این موضوع تقریباً شبیه به شکلی است که حروف کلمات را تشکیل می‌دهند و بعد عبارت می‌شوند، جمله را می‌سازند و به همین منوال.

کوچک‌ترین واحد ساختاری در ملودی، موتیو یا موتیف (motive or motif) است. یک موتیو ملودیک با دو چیز مشخص می‌شود: ریتم و نواک. ریتم یک موتیو ویژگی‌ای است که به آن هویت روشن و بدون ابهام می‌دهد؛ موتوری است که ملودی را به جلو می‌برد. می‌توانید این مطلب را در تصویر ۸.۱۲ درک کنید که موتیو ریتمیک استفاده شده توسط هولست در تصویر ریتمیک حرکت «مریخ، خدای جنگ» (Holst – The planets suite – Mars, the god of wat) در دنباله سیارات او را اجرا می‌کند.

812

تصویر ۸.۱۲ موتیو ریتمیک از «مریخ» در دنباله سیارات هولست

 

این یک موتیو ریتمیک قوی و گوش‌خراش است. می‌توانید ببینید که چرا هولست از آن در حرکت «مریخ» استفاده کرده است، چون قدرت نظامی روشنی علارغم کسر میزان معمول ۵/۴ آن دارد.

هنگامی که یک موتیو از این نوع با عنصر نواک ترکیب می‌شود، به عنصری می‌رسید که می‌توانید برای تصنیف ملودیک از آن استفاده کنید. بطور طبیعی می‌توان از هر موتیو که ریتم روشنی داشته باشد برای اینکار استفاده کرد. تکنیک رایجی برای ساختن ملودی در هارد دنس، هاردکور و هارد ترنس، نخست ساختن یک موتیو ریتمیک قوی و بعد اعمال این موتیو به نواک‌های مختلف گام است.

می‌توانید مثال ساده‌ای از این موضوع را در تصویر ۸.۱۳ ببینید، که در آن یک موتیو به نت‌های خیزان یک گام مینور اعمال شده است. توجه داشته باشید که ملودی دو-میزان بر روی تونیک شروع شده و به سمت نت دومینانت G به تدریج افزایش می‌یابد. این افزایش تدریجی آنگاه با یک لیپ در جهت مخالف از دومینانت به تونیک در پایان فراز خنثی می‌شود. در بالای تصویر خود موتیو را خواهید دید و متوجه می‌شوید که چهار بار تکرار شده است. همچنین خواهید دید که به چند نت نخست گام دُ مینور اعمال شده است. افزایش به سمت بالا در حرکت تدریجی، حسی از افزایش انرژی و هیجان را ایجاد می‌کند.

 

ملودی

تصویر ۸.۱۳ موتیو ریتمیک اعمال شده برای گام خیزان

توالی موتیو‌هایی مانند این نمونه، یک فراز یا عبارت (phrase) نامیده می‌شود، و ملودی‌ها تمایل دارند در فرازهایی ساخته شوند که بعداً در ساختارهای بزرگ‌تر ترکیب می‌شوند که به طور سنتی تم (themes) نامیده شده‌اند (تصویر ۸.۱۴ را ببینید). به این شکل تصنیف یک خط ملودیک معمولاً کاملاً اسلوب‌دار است، که در آن نت‌های انتخابی نخست در یک موتیو خاص چیده می‌شوند. بعد موتیو تکرار می‌شود یا عوض می‌شود تا یک فراز را بسازد. بعد فرازها در واحدهای ساختاری پایدارتری به نام تم مرتب می‌شوند.

 

814

تصویر ۸.۱۴ ساختار سازنده تم‌های موسیقایی.

 

به همین دلیل است که چرا به یک ملودی معمولاً دست‌ساز (crafted) گفته می‌شود. مانند ساختن خانه‌ای از پایه، یک ملودی معمولاً با دقت از عناصر سازنده‌اش ساخته می‌شود.

 

مسیر سریع برای نوشتن ملودی

اگر در نوشتن لیدهای ملودیک تازه‌کار هستید، دنبال کردن مجموعه مراحل منطقی زیر برای‌تان مفید خواهد بود.

  • کلیدی را برای کار انتخاب کنید.
  • گام/استاندارد مناسب برای کار را انتخاب کنید.
  • گام را از ابتدا تا انتها بنوازید، بخوانید، بشناسید و درک کنید و درجه‌های تونیک و دومینانت را ثبت کنید.
  • با گام فی‌البداهه بنوازید و به دنبال موتیوهای مناسب بگردید.
  • یک موتیو مناسب بسازید.
  • نسخه‌ یا گونه‌های مختلف موتیو را به یکدیگر متصل کنید تا یک فراز را شکل بدهید.
  • فرازها را به یک تم کل تبدیل کنید.

نتیجه‌گیری

در این فصل تلاش کردیم تا به شما نشان بدهیم چگونه می‌توانید یک لید ملودیک بنویسید. بسیار مفید است که نیروهای مختلف را در ساختن ملودی‌ ها به طور کلی درک کنید. به شما نشان دادم که ملودی‌ها تمایل دارند در کلید خاصی نوشته شوند، و این نت‌ ، نقش کلیدی تونیک را ایفا میکند – مرکز ثقل اصلی که حول آن، لید ملودیک ساخته می‌شود.

همانند کلید، در مورد اهمیت یک گام موسیقایی در حالت کلی سخن گفتیم، گامی که به سادگی آرایه‌ای از نواک‌ها است که از آن نت‌های استفاده شده در لید ملودیک را می‌توان انتخاب کرد. بطور خلاصه در مورد انواع گام‌ها سخن گفتیم. موضوع بعدی که به آن پرداختیم اهمیت تن‌های کاربردی تونیک و دومینانت بود که در مجموع محور اساسی را تشکیل می‌دهند که نت‌های ملودی تمایل دارند حول آن تنیده شوند. به مثال‌هایی برای روشن شدن این نکته اشاره کردیم.

همانند حفظ آگاهی از این تن‌های کاربردی در درون گام انتخاب شده، از اهمیت ایجاد تعادل پویا بین لیپ‌ها و استپ‌ها سخن گفتیم. از نقطه نظر پویایی عاطفی به این موضوع نگاه کردیم که در آن ملودی با ما ارتباط برقرار می‌کند و نشان دادیم که لیپ‌ها و استپ‌ها ویژگی‌های ضروری یک لید ملودیک خوب است. در آخر به موضوع ساختار پرداختیم و اینکه چگونه ملودی‌ها بطور کلی دارای ساختاری هستند که به تدریج از اجزای کوچکتر به بزرگ‌تر ساخته شده است.

به مقدار قابل توجهی به موضوع لید‌ها به عنوان مسأله مستقلی پرداختیم – البته خارج از رابطه آن با دیگر بخش‌های کاربردی یک تصنیف. دلیلش این است که ملودی می‌تواند مستقل از دیگر اجزای موسیقایی وجود داشته باشد. یک ملودی خوب می‌تواند بطور مستقل و بدون حمایت یک آهنگ ریتمیک، بیس یا هارمونی وجود داشته باشد. از اینرو به نظر منطقی می‌رسد که ملودی را در وهله اول مستقل از دیگر اجزا در نظر بگیریم، چون به این شکل می‌توان نیروهایی را درک کرد که در فرایند تصنیف ملودیک نقش دارند.

با در نظر گرفتن این مسایل، زمان آن رسیده که به شیوه‌ای بپردازیم که در آن لیدها، بیس‌ها و دیگر بخش‌های ملودیک باید به عنوان یک کلیت هماهنگ در کنار هم کار کنند.

تهیه و ترجمه : پویا معماراده

پویاوا

منبع : http://www.amazon.com/Composition-Computer-Musicians-Michael-Hewitt/dp/1598638610

 


نویسنده: Puyava

اشتراک گذاری این نوشته

دیدگاه شما چیست ؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*